برای عکاسی در سفر : Andrew Hudson مارسل در بیوگرافی خودش نوشته : سفر برای اکتشاف دنیاهای جدید بازدید از سرزمینهای جدید نیست، بلکه یافتن چشمهایی جدید است. این نصیحت پروست، پندی برای زندگی بوده، ولی میتوان آنرا به عکاسی در سفر نیز تعمیم داد. اخیرا من دارم سعی میکنم که با چشمهایی جدید یا نگاهی تازه، عکاسی کنم. در این مقاله شرح خواهم داد که برای یک سفر عکاسی یا گرفتن عکسهایی جالب در یک سفر چه باید کرد. چند سال قبل، من از کارم کناره گرفتم تا به صورت تمام وقت به گرفتن سلسله عکسهایی بپردازم که برای نوشتن کتابی در زمینه راهنمایی عکاسان در سفر بنام اسرار عکاسی احتیاج داشتم. انجام این کار ابتدا خیلی سر راست و راحت به نظر می رسید، من تنها نیاز داشتم تا از نماهای کلاسیک در مناطق مورد نظرم عکاسی نمایم. ولی به زودی فهمیدم که دیدگاه آماتوری من برای انتشار یک راهنمای مناسب، کافی نیست! یک کتاب عکاسی به عکسهایی بالاتر از یک آلبوم شخصی نیاز دارد و من می بایست عکسهایم را قویتر، رنگینتر، مهیج‌تر و امیدوارکننده‌تر می‌کردم. در طی این مطالعه و بررسی، من توانستم ابعاد مختلف این مهارت را که برای حرفه‌ای شدن نیاز بود کشف نمایم و بتوانم عکسهایی بگیرم که برای انتشار مناسب باشد، نه اینکه تنها به درد ثبت خاطرات گذشته بخورد. همانند آنچه که پروست گفت، من به مناظر و مکانهای جدید برای عکاسی نیاز نداشتم، بلکه نیاز به چشمهایی جدید یا نگاهی تازه داشتم. اولین گام این بود که هدف خودم را بهتر بشناسم. من شروع به مطالعه کتابهای سفرنامه و مجلات راجع به مسافرت نمودم تا دریابم چه جور عکسهایی به نظرم جالبتر می آیند. بقول معروف کار را از انتها آغاز کردم. من بهترین عکسهایی را که می بافتم تجزیه و تحلیل می کردم تا بفهمم که راز زیبایی و جذابیت آن کار در چیست و چرا این عکسها، از عکسهایی که من می‌گیرم جذابترند. این کار خیلی وقت‌گیر بود ولی من این کار را برای بهبود عکاسی‌اتان به شدت توصیه می‌کنم. عکسهایی که من را جذب می‌کرد رنگهایی زنده، ترکیب‌بندی ساده، استفاده مناسب از نور، نمایش عمق سه بعدی و نگاهی غیر معمول و جالب به یک مکان معروف و شناخته شده داشتند. بعد از اینکه دریافتم به دنبال چه چیزی هستم، به مطالعه کتابها و مجلات عکاسی پرداختم تا مهارتهای مورد نیازم را یاد بگیرم. قدم نهایی این بود تا آموزه‌هایم را به عمل برسانم، و با انجام تمرین و گرفتن عکسهای فراوان به مهارت عملی لازم برسم. مانند بسیاری از مهارتها، در عکاسی نیز تمرین کار را کامل می کند و تمرین بخش لذتبخش کار است. من در این مرحله مرتب از نتیجه کار خود نکات جدیدی می‌آموختم و با مقایسه کارهایم با کارهای دیگران که برایم جالب بودند، نکات قوت و ضعف عکسهای خودم را مشخص می کردم. در این نوشتار به پنج نکته که شما را در بهبود عکسهای سفرتان کمک می‌نماید اشاره خواهم نمود. 1- تاثیرگذاری عکس یک عکس عالی چشمها را می‌رباید و شما را مجبور می‌کند از مرق زدن کتاب دست برداشته و به عکس خیره شوید. در حالی که ممکن است یک عکس هزاران کلمه حرف داشته باشد ، ولی من فکر می‌کنم یک عکس خوب عکسی است که بیننده با دیدنش بی اختیار و از روی تعجب بگوید :وای! کلید تاثیرگذاری بصری در 4 چیز است: سادگی، رنگ، نور و عمق 1- 1- سادگی. من وقتی به بسیاری از عکسها نگاه میکنم، چیزی که بیشتر از بقیه فدا شده است سادگی است و عکس درهم و برهم است. برای القای یک پیام واضح باید یک عبارت ساده و موجز بگویید: کم گوی و گزیده گو! بخشهای غیر ضروری عکسهایتان را ببرید و توجه بیننده را به سمت اساسی‌ترین اجزاء عکستان معطوف نمایید. تنها برای اینکه سوژه مورد نظرتان پس زمینه ای داشته باشد، بخشی از اطراف آنرا باقی بگذارید. درهم ریختگی را از عکستان دور کنید، بخصوص آنرا از لبه‌های عکس دور نمایید. به سادگی با گرفتن عکسی از فاصله نزدیکتر به سوژه و استفاده از یک لنز زاویه باز و یا زوم بیشتر با یک لنز تله میتوانید المانهای ناخواسته را از کادرتان خارج کنید. مثلا من هنگام عکاسی از یک بنای زیبا دوست دارم از یک پیش زمینه قوی و یک لنز 28 م.م. استفاده نمایم. ساختمان را در یک سوم بالای عکس قرار می دهم و دو سوم باقیمانده عکس را با گلهای رنگی یا استخر جلوی آن پر می‌کنم. من دوست دارم که پایین کادر را با آن زیبایی بی پایان ببندم. ضمنا با استفاده از یک دیافراگم کوچک مثل f22 همه چیز را در فوکوس نگاه می دارم. 1-2 - رنگ. راه مورد علاقه من برای افزایش تاثیر پذیری عکسها، پررنگ و زنده کردن رنگها است. من عکسهایی که در آن قرمزی ماشینهای مسابقه‌ای، آبی آرام بخش آسمانی، زردهای با طراوت و سبزهای دلپذیر دارند را دوست دارم. باز تاکید میکنم، سادگی کلید تاثیر گذاری است، سعی نمایید برای تاثیرگذاری بیشتر تعداد و نوع رنگهای موجود در عکستان را حداقل نمایید. بطور کلی عکس، یک موضوع اصلی دارد و یک رنگ اصلی. تنها بر روی یکی از سه رنگ اصلی تمرکز نمایید:قرمز، آبی یا زرد. این رنگهای غالب بهترین توازن را با رنگهای مکمل خود برقرار می نمایند:قرمز با سبز، آبی با نارنجی و زرد با بنفش. برای سالهای متمادی، من از رنگهای چشمگیر در عکسهایم استفاده نمی کردم و این بسیار مخرب بود. از انواع فیلتر و محدوده بندی نور استفاده میکردم، ولی هیچکدام درست کار نمی کرد. ولی بالاخره راز کار را پیدا کردم که در یک کلمه نهفته بود: رنگهای شاداب و زنده (Velvia). با استفاده از اسلاید رنگی با رنگهای شاداب و اشباع ناگهان عکسهای آماتوری بی رمق من به عکسهای حرفه ای با رنگهای زنده تبدیل شد. این دریافت شبیه یک الهام حیات بخش بود. (در دوربین های دیجیتال معمولا یک مد رنگی Velvia وجود دارد که رنگهایی با اشباع بیشتر و غنی تر ایجاد میکند.- م.) دو حربه دیگر برای زنده‌تر کردن رنگها وجود دارد که هر دو بسیار ساده‌اند. اول این از یک فیلتر پلاریزه استفاده نمایید که قیمت بالایی هم ندارد. من در بیشتر عکسهای روز در هوای آزاد، از فیلتر پلاریزه برای پررنگ تر کردن آبی آسمان استفاده می‌کنم. ضمنا این فیلتر انعکاس سطوح را کم می ‌کند و باعث می شود تا رنگ سطوح درخشان و زنده‌تر به نظر آید. دوم اینکه عکستان را در طیف‌های متوسط تنظیم نمایید. برخلاف چشم انسان، فیلم عکاسی دارای محدوده دینامیکی کوچکی است که فقط می تواند محدوده باریکی از سطوح روشنایی را ثبت نماید. بنابر این سعی نمایید اجزائی را که از سایرین خیلی روشن تر یا تیره تر هستند در نظر نگیرید و طیفی متعادل در میان کادر را برای نورسنجی استفاده نمایید. 1- 3- نور. استفاده خوب از نور رمز عکسهای برنده است. استفاده موثر از نور روز می تواند رنگهای عکستان را نیز بهبود بخشد. رمز عکسهایی مانند عکسهای نشنال جئوگرافیک این است که وقتی نور خورشید طلائی است - ساعات ابتدایی بعد از طلوع آفتاب یا نور قبل از غروب – عکس بگیرید. عکاسان حرفه‌ای این زمان را ساعات جادوئی می‌نامند. با نزدیک شدن خورشید به افق، نور خورشید مجبور است مسیر بیشتری را در هوا و از جمله از میان لایه ازون، گرد و غبار و بخار آب عبور نماید. بنابراین طول امواج واقع در انتهای طیف آبی پراکنده شده بیشتر از امواج واقع در انتهای طیف قرمز جذب می‌شوند. بنابر این نور خورشید ابتدا به زردی و سپس رفته رفته به سرخی می‌گراید. این نور طلایی منظره شما را با رنگی آتشین نقاشی نموده و تصاویری حیرت‌انگیز ایجاد می کند. ضمنا نور کمتر محدوده روشنایی منظره را کمتر نموده و به دوربین امکان ثبت بهتر رنگها را می دهد. 1- 4- عمق. در عسکهایتان اجزایی که عمق را نشان می‌دهند بگنجانید تا عکسهای دو بعدی را به سه بعدی تبدیل نمایید. مثلا با ترکیب یک پس زمینه جداگانه با یک سوژه بسته، سوژه و زمینه آن را در صفحات جداگانه‌ای قرار دهید. دنبال یک سری خطوط راهنما همانند یک دیوار، نرده یا جاده بگردید تا بیننده را به درون عکس بکشید. با عکاسی در ساعات جادوئی با ایجاد سایه‌های طویل‌تر شکل و بافت بهتری ایجاد نموده و به جدایی سوژه از زمینه کمک می‌نماید. 2- تحقیق نمایید. هر چه بیشتر در مورد محل مورد عکاسی تحقیق نمایید عکسهایتان بهتر خواهد شد. قبل از بازدید از یک محل، دنبال مطالبی در مورد آنجا بگردید. بسیاری از شهرها و کشورها و مناطق توریستی دارای سایت یا دفاتر خاصی هستند که میتوانند اطلاعات خوبی به همراه عکسهایی از مکان مورد نظر در اختیار شما قرار دهند. دفترچه‌های رنگی راهنمای مسافرین و کتابهای عکس مکانهای مورد نظر دارای عکسهای زیادی از آن منطقه خواهد بود. ضمنا می توانید با استفاده از چند کلمه کلیدی خاص، به جستجوی مطالب و عکسهای منطقه مورد نظر در اینترنت بپردازید. وقتی به محلی وارد می‌شوید، قفسه عکسهای کارت پستال، کتابهای عکس یادگاری، دفاتر محلی اطلاعات توریستی را جستجو کنید و با رانندگان تاکسی و خدمه هتل صحبت نمایید تا اطلاعات بیشتری در مورد محل به دست آورید و آماده بکارگیری دوربینتان شوید. من قبل از بازدید از هند، یک کتاب عکس پیدا کردم با عکسی فریبنده از تاج محل که از روی رودخانه گنگ گرفته شده بود. وقتی من به آن محل معروف رسیدم هیچکس حتی کارکنان اطلاعات توریستی نمی دانستند که چگونه می‌توان به رودخانه دسترسی پیدا کرد. بطور اتفاقی یک راننده تاکسی اطلاع داشت و توافق کرد که قبل از طلوع آفتاب مرا به آنجا ببرد. ما از میان یک کوچه باریک گذشتیم و به لب رودخانه رسیدیم که در آنجا همه چیز ویرانه و متروکه بود و جز یک خانه کوچک چیزی وجود نداشت. درست هنگامی که خورشید شروع به طلوع کرد، مردی از آن خانه برای سیگار کشیدن بیرون آمد. بعد از اجازه گرفتن از او، چند عکس از او که از طلوع آفتاب و پک زدن به سیگار لذت می‌برد گرفتم. این عکس که در آخرین سفر آماتوری‌ام گرفتم یکی از عکسهای مورد علاقه من است و در زمره یکی از عکسهای مورد توجه و پرمباحثه نشنال جئوگرافیک قرار گرفت. 3- منطقه را بگردید. قبل از گرفتن عکس، 2-3 ساعت در محلهای اصلی مورد نظر بگردید. لیستی از نماهایی که باید عکاسی کنید تهیه نمایید و با استفاده از نقشه برنامه ریزی نمایید تا چگونه محلهای مختلف را در بهترین شرایط نوری اشان مجددا جهت عکاسی بازدید نمایید. معمولا بهتر است محلهایی که رو به شرق هستند را در صبح هنگام یکه خورشید در شرق طلوع می کند عکاسی نمایید و محلهایی که رو به غرب هستند را در بعد از ظهر. (در نیمکره شمالی محلهایی که رو به جنوب هستند در زمستان هنگام طلوع خورشید که خورشید جنوبی‌تر است دارای نور بهتری هستند و مکانهایی که شمالی هستند در تابستان که خورشید شمالی تر است نور مناسبتری دارند.) برای اینکه موقعیت خود را خوب بشناسید و ارزش آنرا احساس نمایید وقت کافی بگذارید. بیشتر مردم عادت دارند یک عکس بگیرند و سپس به سمت موقعیت دیگری حرکت کنند، ولی من توصیه می کنم زمان بیشتری در جای خود بمانید و منظره را از درون منظره یاب دوربین خود بررسی نمایید. برای پیدا کردن زمینه و پیش زمینه بهتر و نیز تغییر کادر و ترکیب بندی عکس جوانب کار را بررسی نمایید. من وقتی در حال عکاسی کلیسای میسیون دولورز در سانفرانسیسکو بودم یک گروه توریستی وارد کلیسا شد. هر کدام از توریستها تعدادی عکس استاندارد از کلیسا گرفتند و آنجا را ترک کردند. من بیشتر توقف کردم و سالنهای جانبی و معماری پر زرق و برق اسپانیایی آن را با دقت بررسی کردم. این زمان اضافی که من صرف کردم باعث شد تا عکسی که از این سالن گرفتم به عنوان عکس روی جلد کتاب رسمی راهنمای بازدید کنندگان از سانفرانسیسکو انتخاب شد. 4- هویت عکس را مد نظر داشته باشید. هنگامی که من انتشار عکسهای سفرم را شروع کردم متوجه شدم که همه ویرایشگران عکس در عکسها به دنبال موضوع مشترکی می کردند: مردم. با اضافه کردن یک یا دو نفر از مردم هر منطقه در عکسها یک نقطه ارتباط قوی برای بیننده بوجود می‌آید، انگار که خودش را در آن محل احساس می‌کند. همچنین با این کار احساسی از اندازه اشیاء و اجزاء عکاسی شده برای بیننده بوجود می‌آید، مثلا با وجود چند نفر در محوطه یک بنای قدیمی یا پای یک آبشار بیننده بزرگی و ابعاد آنها را متوجه می شود. ضمنا در این سفرها، فستیوالها، کارناوالها یا مراسمی که مردم در آن حضور دارند از دست ندهید، معمولا لباسهای رنگارنگ یا محلی و آداب و رسوم هر منطقه مناظری خوشایند و جذاب را برای عکس شما فراهم می‌آورد. 5- به دنبال تنوع باشید تنوع بخش مهمی از زندگی و همچنین عکاسی است. تصور نمایید که عکسهایتان به عنوان یک گروه عکس چطور به نظر می‌رسند. سعی نمایید تا شیوه‌های مختلفی برای عکاسی انتخاب نمایید، مناظر زاویه باز را با تصاویر خاص دارای جزئیات دقیق ترکیب نمایید، عکسهای روز را با شب و عکسهای پرتره را با عکسهای انتزاعی... خلاصه اصل تنوع را در نظر داشته باشید. وقتی در یک شهر گردش می کنید، دنبال چند دسته از موضوعات مختلف باشید، نظیر علائم، چشم‌اندازها، لحظات خاص، ساختمانها، مردم، مناظر خیابانی، فستیوالها، مکانهای مقدس و عبادتگاهها، سواحل دریاچه‌ها و مناظر دریا، غذاها و غیره. خود را محدود به عکاسی از یک موضوع تنها مثلا ساختمانها نکنید. به دنبال نماهای غیر مرسوم از مناظر و سوژه‌های مشهور باشید، مانند نماهایی که چند نماد تصویری را یکجا نشان می‌دهند. مثلا من در لندن سعی کردم یک کافه مدرن را همراه با یک باجه تلفن قدیمی در یک عکس بگیرم. به یاد داشته باشید وقتی شما عکسهایتان را به دوستان و خانواده‌اتان نشان می‌دهید، می‌خواهید داستان سفرتان را تعریف نمایید. بنابر این فراموش نکنید که بخشهای عادی‌تر سفرتان را هم به تصویر بکشید، پیزهایی مثل نشانه‌ها، حمل و نقل و رستورانها تا بتوانید آنچه را که دیده‌اید برای آنها بازگو نمایید و تنوع بیشتری به کار خود ببخشید. من امیدوارم که این نوشتار مختصر به شما ایده جدیدی بدهد تا آنرا در سفر بعدی خود تجربه نمایید. این نکات عکاسی مرا در حد قابل توجهی بهبود دادند. فقط آنچه را که پروست گفت به خاطر داشته باشید: تنها به دنبال مناظر جدید نباشید، بلکه دنبال چشمهای جدید برای دیدن باشید.  

  آنچه درمورد دوربین های دیجیتال باید دانست

حساسیت در عکاسی (ISO) در دوربین های قدیمی (دوربین هایی که به فیلم عکاسی نیاز داشتند) به میزان حساسیت فیلم نسبت به نور، ایزو یا ISO گفته می شد. میزان این حساسیت با اعداد (۱۰۰، ۲۰۰، ۴۰۰، ۸۰۰ و غیره) روی فیلم نشان داده می شد. پایین تر بودن شماره به معنای پایین تر بودن حساسیت فیلم و در نتیجه کم بودن نویز یا دانه های برفک مانند عکس (grain) است. در دوربین های عکاسی دیجیتال، به میزان حساسیت سنسور یا حسگر تصویر که نور در آن منعکس می شود ، ایزو گفته می شود. همانطور که در خصوص فیلم عکاسی گفته شد هرچه میزان شماره ها پایین تر باشد حساسیت سنسور نیز کاهش پیدا می کند و نویز عکس ها نیز کمتر خواهد شد. به طور معمول در شرایط تاریک از ایزوهای بالاتر برای داشتن سرعت شاتر بالاتر استفاده می شود. به عنوان مثال، برای یک مسابقه ورزشی داخل سالن از ایزو بالا استفاده می شود. هرچند با بالابردن سرعت شاتر دوربین احتمال وجود نویز در عکس ها نیز بیشتر خواهد شد. عدد ۱۰۰ ایزوی نرمال به شمار می رود که این مقدار باعث می شود عکس ها فاقد نویز باشند. بسیاری از افراد تمایل دارند دوربین خود را روی ” مود اتو (Auto) ” قرار دهند تا این سه عنصر به طور اتوماتیک با یکدیگر هماهنگ شوند و کیفیت عکس ها پایین نیاید. در این حالت دوربین معمولا کمترین میزان ایزو را انتخاب خواهد کرد. با افزایش ایزو از ۱۰۰ به ۴۰۰ سرعت شاتر بالاتر می رود و اندازه دیافراگم کوچک تر خواهد شد. زمانی که قرار است میزان ایزو تغییر کند، باید به چهار ویژگی سوژه و شرایط عکاسی دقت شود. ۱) نور: آیا نور محیط به اندازه کافی سوژه را روشن کرده است؟ ۲) نویز: آیا وجود نویز در عکس نهایی اشکالی ایجاد نمی کند؟ ۳) سه پایه: آیا از سه پایه استفاده می شود؟ ۴) متحرک بودن سوژه: وضعیت تحرک سوژه به چه صورت است، ساکن یا متحرک ؟ در شرایطی که نور محیط مناسب باشد و وجود کمی نویز در عکس اهمیت چندانی نداشته باشد یا اینکه قرار باشد از سه پایه استفاده شود، بهتر است ایزو پایین دوربین را به کار برد. نبود نور مناسب و کافی در محیط ، عدم استفاده از سه پایه و متحرک بودن سوژه همگی از شرایطی هستند که ایجاب می کنند از ایزوی بالاتر استفاده شود، هرچند بالا بردن ایزو مساوی داشتن نویزهای بیشتر در تصاویر خواهد بود. در موقعیت هایی مانند مسابقات ورزشی داخل سالن (در مکان هایی که سوژه در حال حرکت سریع است و محیط نیز نور کمی دارد ) ، کنسرت، گالری، کلیسا و مکان هایی از این دست (مکان هایی که از نور کمی برخوردارند یا اینکه اجازه استفاده از فلاش داده نمی شود ) و تولدها (فوت کردن شمع ها در یک اتاق تاریک صحنه زیبا و رمانتیکی خواهد بود که ممکن است با فلش دوربین این صحنه به هم بخورد) توصیه می شود که از ایزو بالاتر استفاده شود. مفهوم White Balance اگر با دنیای عکاسی و فیلم سروکار داشته باشید، استفاده از فیلترها را برای تصحیح نورهای نئون و فلورسنت به یاد دارید. اکثر مردم توجهی ندارند و همیشه عکس های خانگی شان در قالبی زرد یا نارنجی یا متمایل به آبی از آب در می آید. در دنیای دیجیتال این فیلترهای تصحیح دیگر کاربرد ندارند و با تکنیکی به نام «White Balance»که در دوربین های معمولی هم یافت می شود جایگزین شده اند. ( البته چاپ عکس در لابراتوار های غیر مجهز و تازه کار نیز می تواند کیفیت عکس چاپ شده شما را تا هفتاد درصد کاهش دهد! توجه داشته باشید که لابراتواری که برای چاپ انتخاب میکنید ویا کادر آن تازه کار نباشند ) . درجه حرارت طیفی نور علت زرد و نارنجی شدن عکس ها در نور های نئون (تنگستن) و آبی شدن آنها در نورهای فلورسنت بخاطر درجه حرارت طیف نور است. درجه حرارت پایین نور را متمایل به قرمز می کند و درجه حرارت بالا به آبی. منابع مختلف نور، نور را و به تبع آن قالب رنگ را در دماهای مختلف ساتع می کنند. با استفاده از فیلترهای آبی یا نارنجی، نور آبی یا نارنجی را جذب کرده و عدم بالانس را تصحیح می کنیم که اثر اصلی آن تغییر دمای طیف نور است. در عکاسی دیجیتال، سنسور عکس براحتی این کار را انجام می دهد اما ما چطور بدانیم که در کدام جهت و چقدر این تغییر دما باید اعمال شود؟ مثالهایی از دمای رنگ های غیر نور روز: * نور شمع : ۱۵۰۰ کلوین * لامپ نئون ۴۰ واتی: ۲۶۸۰ کلوین * لامپ نئون ۲۰۰ واتی: ۳۰۰۰ کلوین * لامپ تنگستن: ۳۴۰۰ کلوین * نور لامپ گزنون: ۵۰۰۰-۴۵۰۰ کلوین * نور فلاش الکترونیکی: ۵۵۰۰-۵۶۰۰ کلوین «White Balance» دستی اینجاست که به مفهوم بالانس سفیدی یا «White Balance» می رسیم. اگر می شد به دوربین بگوییم کدام شی در اتاق سفید است و باید در عکس سفید بیفتد، دوربین می توانست تفاوت دمای کنونی آن شی و دمای صحیح شی سفید را تشخیص دهد و همه ی رنگ ها را با آن اختلاف تغییر دهد. دوربین های پیشرفته ی دیجیتال این امکان را دارند تا بطور دستی این بالانس سفیدی را انجام دهیم. با تنظیم دوربین بر روی یک کارت سفید یا خاکستری ( زاویه دار باشد تا نور اتاق را منعکس کند بمانند یک منبع خنثی) و پر کردن کامل اسکرین دوربین با آن و فشردن دکمه AWB (بالانس سفید خودکار) یا با تنظیم آن در منو ، دوربین بالانس سفید را انجام می دهد. بعد از آن هر عکسی دمای طیف نور مناسب خود را خواهد داشت. این کار در واقع بسیار ساده است و نباید از انجام آن بترسید. می توانید ببینید که کیفیت عکس های خانگیتان بسیار بهتر شده است(تصور کنید نور کافی برای ظاهرشدن درست عکس وجود دارد). (یک خاکستری خنثی ۱۸% خاکستریست و تمام نورها را به درستی بازتاب می دهد). توجه: - توجه کنید که کارت در سایه نباشد و در نور چراغ اتاق باشد. - اگر انعکاس نور شدید است دقت کنید که کارت نور را به شدت بازتاب دهد. - از ترکیب نور چراغ ها مطلع باشید، ممکن است بخواهید از RAW استفاده کنید و برای هر نور جداگانه تنظیم کنید. - از وجود نورهای فلورسنت مطلع باشید، از آنجاییکه آنها همه ی طیف های نور را ندارند ممکن است نتایج دیگری بدست بیاورید. پیش تنظیم بالانس سفید برای کمک به ما در شرایط خاص بدون آنکه هربار بخواهیم بالانس سفید را تنظیم کنیم دوربین ها ویژگی پیش تنظیم دستی WB را در شرایط فلورسنت،نئون، ابری و آفتابی و … را دارند. استفاده از پیش تنظیم WB به بهبود عکس های خانگی کمک می کند. تنظیمات سفیدی در دوربین های دیجیتال WB به صورت دستی روی تنگستن تنظیم شده است WB در حالت اتومات بالانس سفید خودکار از زمان دوربین های کداک که از اولین های این رشته میباشد ، تولیدکنندگان سعی بر خودکار سازی همه چیز برای ما دارند. برای همین امروزه تمام دوربین های دیجیتال ویژگی AWB را دارند. بسته به برند دوربین بعضی از آنها بهتر کار می کنند. در کل AWB برای هواهای ابری و آفتابی بسیار خوب و برای عکس های خانگی خوب است ( هرچند در هر صورت کمی تمایل به آبی یا نارنجی در قالب عکس ها می ماند،مثل گرما یا زاویه تابش شمع ). دوربینتان را در حالت AWB بگذارید و در نورهای تنگستن و فلورسنت و نورهای ترکیبی (تنگستن، فلورسنت و نور طبیعی که از پنجره می آید) و اگر عکس هایتان مقبول بود دوربینتان را بر روی حالت AWB بگذارید. و در غیر این صورت می توانید از حالت دستی یا منوئال دوربین خود استفاده کنید. چگونه در نور کم عکاسی کنیم ؟ اگر شما نیز یکی از دارندگان دوربین های دیجیتال هستید مطمئنا شما نیز در عکاسی در محیط های با نور کم دچار مشکلاتی شده اید. همانطور که می دانید زمانیکه نور کافی نیست و فلاش جوابگو نیست، نویز عکسی که با یک دوربین دیجیتال گرفته می شود، زیاد می شود. در این حالت چون لنز دوربین مدت بیشتری باز می ماند لرزشهای دست شما می تواند باعث تار شدن و پایین آمدن کیفیت عکس شما شود. در این شرایط با رعایت نکات ساده ای می توانید عکسهای بهتری بگیرید. این نکات عبارتند از : * تمرین کنید دوربین را ثابت تر از گذشته در دست بگیرید و سعی کنید از چرخاننده لنز برای زوم اپتیکال استفاده نکنید. * برای اینکه دوربین را بدون حرکت نگه دارید. ته دوربین را بر روی کف دست چپ خود نگه دارید و انگشتان خود را در جلوی دوربین و دور لنز قرار دهید. کف دست شما به عنوان سکو و پایه دوربین است و هیچ فاصله ای نباید بین ته دوربین و کف دست شما قرار داشته باشد. * ممکن است مشکل به نظر بیاید ولی با کمی تمرین متوجه می شوید که بهترین روش است. * یک نفس عمیق بکشید و اجازه دهید نصف هوای دم خارج شود. * پاهای شما باید به اندازه عرض شانه باز شوند. * اگر به اندازه کافی وقت دارید دوربین را بر روی سه پایه قرار داده و از حالت تنظیم سرعت شاتر دستی آن استفاده کنید. اطااعات بیشتر برای اینکه در نور کم عکس بگیرید : دست راست شما که سمت راست دوربین را می گیرد ، جهت دوربین را مشخص می کند و کنترل حرکت بدنه دوربین را در دست دارد. دوربین را در برابر چشمانتان قرار دهید. آرنج خود را بوسیله پهلوی خود ثابت نگه دارید. دوربین را به سمت عقب بکشید به گونه ای که پیشانی شما دوربین را لمس کند. زمانیکه آماده اید عکس بگیرید یک نفس بکشید نصف هوا را بیرون دهید و بقیه را در سینه حبس کنید. در این لحظه بدن بیشترین تکانی که می خورد به سمت جلو و عقب است سعی کنید آنرا کنترل کنید. اکنون شما آماده هستید. از همه انگشتان دست استفاده کنید و به دوربین و دکمه آن فشار وارد کنید البته به آرامی. با چند بار تمرین مهارت شما زیاد می شود. پس در روشنایی روز سعی کنید این تمرینات را انجام دهید تا در نور کم بدرد شما بخورد.